آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا براي ديدن كامل شعر به ادامه مطلب مراجعه كنيد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 15:0 توسط ابوالفضل مرادپور
|
جت آب (بریدن آهن به وسیله آب)!!!!
دانلود
+
نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 16:35 توسط ابوالفضل مرادپور
|
نمیدانم عشق کجاست؟ اصلا هست؟
آری انگار آنطرف تر سایه ای مبهم از عشق به چشم میخورد
چه کسی آنرا پشت پنجره پنهان کرده
تو؟
من!؟
نه...!
وای راست میگویی
در آن لحظه که پرده را کشیدم که آفتاب پوستم را نسوزاند
عشق را پشت پرده پنهان کردم
و مدتهاست به دنبال آن میگردم
و پرسش روزم این شده
عشق کجاست؟ اصلا
هست؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 8:49 توسط ابوالفضل مرادپور
|
تو به من خنديدي
و نميدانستي..
من به چه
دلهره از باغچهي همسايه
سيب را دزديدم.
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از
دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز....
سالهاست كه در
گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
ميدهد آزارم...
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم...
كه چرا
خانهي كوچك ما
سيب نداشت...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 16:29 توسط ابوالفضل مرادپور
|
گفته بودي مي شوي هم راز و هم آواي من
مي سرايي عشق را در خلوت شبهاي من
گفته بودي در کنارم تا ابد مي ماني و
همره دل مي شوي در شادي و غمهاي من
گفته بودي بين ما ديگر نمي آيد فراغ
گفته بودي مي شوي ياد دل تنهاي من
آه اما امشب از آن کوچه ها رفتم ولي
باز هم تنها صداي شعر تو بود و صداي پاي من
که خودت رفتي و مانده اين شب يلداي من
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 16:27 توسط ابوالفضل مرادپور
|
یک تیم پژوهشی از دانشگاه توهوکوی ژاپن پیشساختی از یک قطار را ارائه دادهاند در بالای زمین بر روی کیسهای از هوا شناور میماند.
از آنجایی که این قطار با زمین تماسی نخواهد داشت، هیچ اصطکاکی برای کاهش
حرکت رو به جلوی آن وجود نداشته که این مساله به این قطار اجازه میدهد با
سرعتی فوقالعاده بالاتر با مصرف انرژی کمتر به نسبت قطارهای معمولی حرکت
کند.
مشکل این قطار جدید این است که به دلیل وجود بال مانند هواپیما با مسائلی
از قبیل اوجگرفتن، گردش و انحراف از مسیر روبرو است. این مساله باعث
میشود که انتهای این خودرو به سختی به موازات زمین باقیبماند.
اگرچه این پیش ساخت که بیشباهت به هواپیماهای فیلمهای علمیتخیلی نیست،
از یک سیستم درونساخت برای خنثی کردن حرکات ناخواسته بالها و تثبیت سه
محور خودرو برخوردار است، هنوز به قدر کافی برای سوار شدن مورد اصلاح قرار
نگرفته است.
البته این قطار اولین وسیلهای نیست که از مفهوم شناور بودن بر روی ریل استفاده کردهاست.
قطارهای مگلو از الکترومغناطیسهای قوی استفاده میکنند تا انتهای خودرو
زمین را دفع کرده و قطار به راحتی بر روی ریل شناور باقیبماند.
مشکل قطارهای مگلو نیز این است که باید بر مقادیر قابل توجهی از کشش باد در
میان قطار و ریل غلبه کنند، از این رو بیشتر انرژی مصرفی این قطار برای
غلبه بر این نیروی مخالف استفاده میشود.
این قطار هواپیمایی در حقیقت از وزش هوای زیر خود برای حرکت به جلو استفاده
میکند. بالاترین رکورد سرعت قطارهای مگلو در ژاپن 580.97 کیلومتر در ساعت
است که در سال 2003 ثبت شد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 14:19 توسط ابوالفضل مرادپور
|
شاید در نظر اول این جسم مانند تصویری از یک بیگانه فضایی به نظر
بیاید، اما در حقیقت یک نمونه پوست از پیشرفتهترین فناوریها بوده که حتی
میتواند گلوله را نیز متوقف کند.
محققان هلندی توانستهاند نوعی بز را مهندسی ژنتیک کنند که بتواند شیری با
پروتئینهای مشابه تارعنکبوت تولید کند. پس از دوشیده شدن، میتوان این شیر
را تابیده و به شکل مادهای بافت که 10 برابر سختتر از فولاد است.
این محصول را میتوان سپس با پوست انسان ترکیب کرده و چیزی ساخت که
دانشمندان امیدوارند از مقاومت کافی برای توقف گلوله برخوردار باشد.
جلیله السعیدی، محقق و دانشمندی که با کنسرسیوم ژنومیک پزشکی قانونی هلند
همکاری میکند، اظهار کرده که این پروژه تارعنکبوتی با الهام از وزن و سرعت
یک فشنگ کالیبر 22 اسلحه خفیف، به «2.6 گرم 329 متر بر ثانیه» موسوم شده
است.
وی هدف این پروژه را جایگزینی تار عنکبوت با کراتین در پوست انسان که وظیفه سختی پوست را بر عهده دارد، عنوان کرده است.
اولین مرحله این طرح، پرورش یک لایه پوست واقعی در اطراف نمونه پوست
ضدگلوله بوده که تا پنج هفته به طول میانجامد. در ویدویی که این محققان بر
روی سایت یوتیوب قرار دادهاند، یک گلوله به سوی مخلوطی از این دو شلیک
میشود.
به گفته السعیدی، این پروژه میتواند فیلمهای تخیلی را به واقعیت تبدیل
کند، هرچند تاکنون آزمایشات به اندازه کافی راضیکننده نبودهاند.
به گفته محققان از تار ابریشم در جنگهای تاریخی استفاده میشده و چنگیز
خان مغول در جنگی به تن تمام سواران خود جلیقههای ابریشمی کرده بود؛ چرا
که تیر در آنها نفوذ نمیکرد.
السعیدی این امکان را مطرح کرده که با اضافه کردن ژنهای تولیدکننده تار
عنکبوت به ژنوم انسان میتوان به سختی و مقاومت مورد نیاز در برابر گلوله
دست یافت.
جلیقههای ضد گلوله از دههها پیش مورد استفاده قرار دارد، اما در صورت
تحقیق این طرح دیگر نیازی به پوشیدن آنها و محافظت از پوست نخواهد بود.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 14:10 توسط ابوالفضل مرادپور
|
نایب رییس هیات بسکتبال استان قم از برگزاری نخستین دوره رقابتهای بسکتبال خیابانی ویژه بانوان در این شهر خبر داد.
به
گزارش خبرنگار قدس آنلاین از قم، الهام نادری اظهار داشت: رقابتهای
بسکتبال خیابانی در استان قم برای نخستین بار در بخش بانوان به انجام می
رسد که البته این مسابقات را به یاد نایب رئیسان فقید تنیس و پینگ پنگ قم
برگزار می شود.
وی با بیان اینکه هشت تیم مدعی برای شرکت در این
مسابقات اعلام آمادگی کردهاند، خاطرنشان کرد: این نخستین تجربه بسکتبال قم
در برگزاری رقابتهای بسکتبال خیابانی به شمار می رود.
نایب رییس
هیات بسکتبال استان قم با اشاره به اینکه این مسابقات در مدت دو روز برگزار
می شود، اظهار داشت: برای برگزاری این مسابقات، سالن ورزشی شهید رضائیان
مجموعه شهید حیدریان قم را در نظر گرفته شده است، البته مسابقات با رعایت
قوانین بسکتبال خیابانی در این سالن برگزار می شود.
نادری با اشاره به
شرایط در نظر گرفته شده برای تیمهای شرکت کننده در این دوره از مسابقات،
عنوان کرد: در مسابقات بسکتبال خیابانی هر تیم از پنج بازیکن تشکیل می
شود، اما در هنگام مسابقه سه نفر در ترکیب اصلی تیمها حضور خواهند داشت که
برگزاری این مسابقه در نوع خود جالب توجه است.
نایب رییس هیات بسکتبال
استان قم با تاکید بر اهداف برگزاری این مسابقات گفت: یکی از مهمترین اهداف
از برگزاری این مسابقات، همگانی کردن ورزش بسکتبال در بین بانوان پر تعداد
علاقمند به این رشته ورزشی است، به ویژه اینکه قصد داریم شرایطی برای جذب
بیشتر بانوان به بسکتبال فراهم شود.
وی برگزاری این رقابـتها را یکی از
اهداف مهم در قالب برنامه های مهم بخش بانوان هیئت برای توسعه بسکتبال
عنوان کرد و ابراز داشت: با توجه به حضور تعداد زیادی از تیمهای شرکتکننده
این مسابقات یک فرصت مناسب برای شناسایی بانوان مستعد بسکتبالیست به شمار
می رود.
گفتنی است مسابقات در دو گروه چهار تیمی در مرحله نخست با حضور نماینده تیمهای شرکتکننده برگزار می شو
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 5:5 توسط ابوالفضل مرادپور
|
گران ترین، پر سرعت ترین ماشین دنیا با قیمتی نزدیک به یک و نیم
میلیارد تومان . مدل جدید بوگاتی ویرون چنین لقبی را به خود اختصاص داده
است .
این ماشین 1.53 میلیون دلار قیمت دارد و قدرتی معادل ۱۰۰۱ اسب بخار را یدک میکشد.
این ماشین قدرت رسیدن به سرعت ۴۵۰ کیلومتر در ساعت را دارد.
این ماشین ظرف مدت ۱ ثانیه ۱۰۰ متر را طی میکند شیشههای این ماشین
از جنس تیتانیوم ساخته شده برای اینکه اگر از جنسهای معمولی استفاده میشد
در سرعتهای بالا و هنگامی که فرضآ یک پرنده به شیشه ماشین برخورد کند
میتواند یک فاجعه رخ دهد اینگونه فرض کنید که یک گلوله به سمت شما شلیک
شده است.
در این لحظه که شما در حال خواندن این متن هستید از این ماشین یک و نیم میلیارد تومانی تنها ۴ مدل به فروش رفته است.
البته شاید فکر کنید چه کسی چنین پولی بابت یک ماشین هزینه میکند؟ آلسدیار
استوارت مدیر فروش و بازاریابی بوگاتی میگوید که تمایلی ندارند که درباره
مشتریهایشان صحبتی کنند.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 22:39 توسط ابوالفضل مرادپور
|
پاناسونیك یك تلویزیون به بازار عرضه كرد كه به كاربران امكان میدهد
از طریق آن با دوستان خود در فیسبوك یا توییتر همزمان با تماشای
برنامههای زنده تلویزیونی چت كنند.
به گزارش ایسنا، تلویزیون جدید پاناسونیك كه قابلیت اتصال به اینترنت را
داراست، به كاربران اجازه میدهد به انجام بازیهای ویدیویی اینترنتی با
دوستان خود بپردازند.
یكی از مقامات پاناسونیك اظهار كرد: كاربران قادر خواهند بود تجربهی شخصی
كردن تلویزیون خود را با دانلود برنامههای فیسبوك، توییتر، یوتیوب،
اسكایپ و eBay و نپستر تجربه كنند.
پاناسونیك تخمین میزند تلویزیونهای دارای قابلیت اتصال به اینترنت تا سال
2014 نزدیك به 40 درصد از بازار فروش تلویزیون را به خود اختصاص دهند. این
تلویزیونها در سال 2010 نزدیك به 20 درصد این بازار را به خود اختصاص
دادند.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 22:33 توسط ابوالفضل مرادپور
|
با اجرای
جالب ترین و بزرگترین پروژه مبارزه با سیگار، کشیدن سیگار از امروز در چین برای همیشه ممنوع شد.
به نقل از شینهووا، دولت چین طرح ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن
عمومی را از امروز در این کشور به اجرا می گذارد. طبق این قانون در صورت
مشاهده سیگار کشیدن، شخص متخلف جریمه سنگینی را باید پرداخت نماید. بدین
ترتیب هر شهروند چینی تنها در به صورت پنهانی حق استعمال سیگار دارند.
چین با بیش از یک میلیار نفر، چین پرجمعیت ترین کشور دنیاست و بزرگترین
جمعیت سیگاری ها را نیز در خود جای داده است. با 350 میلیون نفر مصرف کننده
سیگار که یک سوم جمعیت سیگاری های جهان به شمار می آید، چین به تنهایی،
تولید کننده 42 درصد سیگار دنیا است.
بیش از یک میلیون نفر از پنج میلیون نفری که سالیانه بواسطه بیماریهای ناشی
از مصرف دخانیات می میرند، چینی هستند. شصت در صد سیگاری های چینی مرد و
بالای 15 سال سن دارند.
تعارف سیگار به یکدیگر بین مردان چینی در آسانسور، اتوبوس و حتی اتاق انتظار بیمارستان امری معمول است.
کارشناسان می گویند که مصرف سیگار در فرهنگ اجتماعی مردم چین ریشه دوانده
است و به سادگی قابل کنترل نیست و به نظر نمی رسد که این قانون بتواند حتی
تاثیر به سزایی در کاهش مصرف سیگار در چین داشته باشد.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 21:58 توسط ابوالفضل مرادپور
|
یك
بازرگان موفق و ثروتمند ،از یك ماهی گیر شاد كه در روستایی در مكزیك زندگی
می كرد و هرروز تعدادكمی ماهی صید می كرد و می فروخت پرسید : چقدر طول می
كشد تا چند تا ماهی بگیری ؟
ماهی گیر پاسخ داد: : مدت خیلی كمی
بازرگان گفت : چرا وقت بیشتری نمی گذاری تا تعداد بیشتری ماهی صید كنی؟
پاسخ شنید: چون همین تعداد برای سیر كردن خانواده ام كافی است .
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 19:0 توسط ابوالفضل مرادپور
|
اول : در یكی از محلههای مركزی شهر پاریس، دیواری
وسیع جا خوش كرده است كه سرامیكهایی لاجوردی تنش را پوشاندهاند و روی آن
با 300 زبان زنده دنیا بیش از هزار بار به رنگی سپید نوشته شده است: «دوستت
دارم»
سهم ما ایرانیها هم، دو تا از آن دوستت دارمهاست كه یكی از آنها بالای دیوار قرار گرفته است و دیگری تقریبا در مركزش.
دوستت دارمهای ایرانی جای خوبی قرار گرفتهاند و چشم هر گردشگری
دستكم یك بار آنها را میبیند، شاید به این دلیل كه خط ایرانی زیباست،
شاید هم به این خاطر كه ما ایرانیها به عاشقی معروفیم.
ما
عشق را نسل به نسل در روح یادگاریهایمان دمیدهایم،
عشق اگر نبود، هنرهایمان ماندگار نمیشد، ادبیاتمان شكل نمیگرفت و بناهای تاریخیمان استوار نمیماند،
عشق اگر نبود دریا دریا گلزار شهدا و مفقودالاثر و جانباز نداشتیم و شاید اصلا ایرانی هم وجود نداشت چه،
عشق، به همه آنها كه به آن باور دارند، طعم جاودانگی میچشاند.
آن كه این دیوار را بنا كرده، حتما میدانسته است كه بازدیدكنندگانش،
«دوستت دارم» را به همه زبانهای دنیا نمیدانند، اما مطمئن بوده است كه
جادویی در این چند كلمه نهفته است كه حتی بدون فهمیده شدن معنایش، چشمها
را مینوازد.
دوم : مثل خیلی از اهالی پایتخت، كلاف سردرگم ترافیك و
گرانی كرایه تاكسیها، توفیقی اجباری نصیبم كرده است كه خیلی از روزهای
هفته را، از محل كار تا خانه دو سه ساعتی پیادهروی كنم و هر روز، خواسته
یا ناخواسته، چشمهایم بارها و بارها، روی آدمها و بیشتر از آنها، خانهها
بگردد.
شهر من، به جز چند محله قدیمی كه هنوز بافت تاریخیشان را حفظ كردهاند،
رویش هندسی نامنظمی از آهن و سنگ و آجر و شیشه است كه به هم پیچیدهاند، در
هم گره خوردهاند، قد كشیدهاند و در دودی غلیظ آرام گرفتهاند تا شهری را
بسازند كه اجزایش و بخصوص خانههایش هیچ همخوانی با هم ندارند و تقلید
كوركورانه معماریشان از معماری غربی، جای خالی معماری سنتی و زشتی و آلودگی
دیوارهایش، چشمها را خسته میكند.
سوم: غرضم از نوشتن ماجرای دیوار دوستت دارم این نیست كه بگویم ما
ایرانیها هم به دیواری مانند آن نیاز داریم، هر چند كه اگر آن را داشتیم،
دلمان خوشتر بود، اما حرفم این است كه شهر ما، به پایتخت ایرانیهای عاشق
نمیماند، اینجا شهری است كه دیوارهایش «دوستت دارم» را فریاد نمیزنند،
شهری كه «دوستت دارم» را كم دارد.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 18:53 توسط ابوالفضل مرادپور
|
به گزارش ایران ناز، این کشتی که در حدود ۳۶ فوت طول دارد و در عمق ۱۳
فوتی از سطح زمین کشف شده، همزمان با فعالیتهای مرمتی پلی قدیمی که شهرک
«اوستیا» را به فرودگاه اصلی شهر رم متصل میکرد شناسایی شد.
به عقیده باستانشناسان اگرچه قسمت انتهایی و بخشهایی از عرشه کشتی ناپدید
مانده اما میتوان از روی شکل ظاهری آن قدمت این کشتی را به نخستین دوره
امپراتوری رم نسبت داد.
بررسیها نشان داد به رغم پوشیده شدن بدنه کشتی از یک لایه ضخیم گل و لای،
چوب آن همچنان سالم مانده و از سوی دیگر محققان معتقدند، ساحل دریا در زمان
فعالیت این کشتی در آبهای مدیترانه دو تا ۲.۵ مایل به سمت خشکی امروزی
وسعت داشته است.
علاوه بر آن، حجم و اندازه کشتی نشان میدهد که این کشتی در منطقهای
دورافتاده قرار نداشته و به احتمال بسیار زیاد کشتیهای دیگری نیز در این
محل قرار داشته و جایگاهی از پهلو گرفتن ناوگان دریایی امپراتوری روم را
تشکیل میدادند.
شهر اوتسیا در یک مایلی شهر پورتوس که شهری بندری بوده و در سال ۴۲ میلادی
بنا و تا قرن دوم میلادی محل سکونت بیش از یک میلیون نفر بوده، قرار دارد.
باستانشناسان اما همچنان امیدوارند علاوه بر دو بندر کشف شده، این کشتی آنها را به سمت بندر دیگری در این منطقه هدایت کند.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 11:41 توسط ابوالفضل مرادپور
|
یک دانشجوی "ام. آی. تی" آینه ای را توسعه داده است که به فردی که روبروی آن ایستاده میگوید که در چه وضعیت جسمیقرار دارد.
"مثل گچ سفید شده ای! حالت خوب است؟" این جمله ای است که همه ما وقتی که
احساس ناخوشی میکنیم از دیگران شنیده ایم. این نشان میدهد که ظاهر افراد
وضعیت جسمانی آنها را نشان میدهد.
بسیاری از مردم برای کنترل وضعیت فیزیولوژیکی بدن خود یک دستگاه اندازه گیری فشار خون، یک گوشی
پزشکی
برای شنیدن ضربان قلب و یا حتی یک الکتروکاردیوگراف جیبی در خانه دارند.
اکنون یک دانشجوی موسسه تکنولوژی ماساچوست آینه ای را توسعه داده است که از
فاصله دور میتواند مهمترین پارامترهای حیاتی را بخواند.
این فناوری قادر است موج جریان خونی که از قلب به دستگاه گردش خون پمپاژ
میشود را درک کند. این فناوری قادر است فاصله نور تابش شده از پوست چهره
را ارزیابی کرده و براساس آن موج جریان خون را اندازه گیری کند. نخستین بار
"جانیس پاولدیس" از دانشگاه هادسون در سال 2007 متدی را توسعه داد که
میتوانست با تحلیل گرمای پوست صورت در پرتوهای مادون قرمز، فاصله جریان
خود را اندازه گیری کند.
این دانشمند از این سیستم برای بیمارانی که به طور روحی از تماس ابزارهای
پزشکی حتی دستگاه ساده ای چون الکتروکاردیوگرام هراس داشتند استفاده کرد. این سیستم نتایج بسیار خوبی داشت اما بسیار گران و پیچیده بود.
این درحالی است که متد جدید این دانشجوی "ام. آی. تی" ارزانتر و کاربردی تر
بوده اما به همان اندازه دقیق و قابل اطمینان است. در آزمایش این آینه از
12 داوطلب استفاده شد. این افراد میتوانستند بر روی نمایشگری که از طریق
یک "وبکم" به یک آینه تبدیل شده بود تصویر خود را مشاهده کنند.
نتایج به دست آمده از این آینه با نتایجی که یک دستگاه "اکسیومتر" که برای
اندازه گیری اکسیژن خون استفاده میشود به دست آورده بود مقایسه شد. نرم
افزاری که این دانشجوی "ام. آی. تی" بر روی "وبکم" رایانه نصب کرده قادر
است حرکات ناخودآگاه سر را تشخیص دهد.
براساس گزارش اپتیک اکسپرس، اشتباهات منفی این روش تشخیص آینه ای تنها 01/0
درصد و اشتباهات مثبت تنها 47/0 درصد است. در آینده، زمانی که افراد در
دستشویی خانه خود مشغول مسواک زدن هستند میتواند علائم حیاتی سلامت را
اندازه گیری کرده و به طور خودکار این اطلاعات را از راه اینترنت به پزشک
ارسال کند.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 11:37 توسط ابوالفضل مرادپور
|
شرکت ایرباس در نمایشگاه هوانوردی "فارنبرو" طرحی از هواپیمایی جدید و
شفاف را به نمایش گذاشته که میزان فناوریهای به کار گرفته شده در آن به
حدی است که خود شرکت نیز امکان ساخت آن را تا آینده ای نه چندان نزدیک ممکن
نمیداند.
از میان تمامی فناوریهای پیشرفته هوانوردی در نمایشگاه بین المللی فارنبرو،
چشم انداز آینده نگرانه طراحان "ایرباس" یکی از بهترینها بوده است.
این شرکت هوانوردی نمونه هواپیمای 2030 خود را در این نمایشگاه به نمایش
گذاشت که ترکیبی از رویای کابینهای خود تمیز شونده، بدنه بسیار بلند،
بالهای نازک، دم U شکل و طراحی هوشمندانه دماغه که میتواند کارایی هواپیما
را بهبود ببخشد خواهد بود.
ایرباس تایید کرده که این هواپیما کمی تخیلی به نظر میرسد اما ارزش تصور
کردن آن را دارد که با ادامه پر شتاب دستیابی به چنین پیشرفتهایی با
استفاده از فناوریهای موجود، صنعت هوانوردی به چه کاراییهایی خواهد رسید.
بخشهای مختلف این هواپیمای جدید از این قرارند:
- صندلی های هوشمند و پاک که از فیبرهای گیاهی ساخته شده و متناسب با نیاز مسافران تغییر حالت میدهند
- بدنه شفاف که چشم اندازی 360 درجه به وجود خواهد آورد
- استفاده از سلولهای انرژی زای حرارتی که حتی با حرارت بدن انسان نیز بتوان انرژی مورد نیاز بخشهایی از هواپیما را تولید کرد
- مواد خود تمیز شونده که از ذرات آب برای زدودن غبارها و آلودگی های بیماری زا استفاده میکنند
- نمایش هلوگرافیک دکوراسیون مجازی تا مسافران بتوانند کابینهای خود را به محیط مورد علاقه و مورد نیاز خود تبدیل کنند
بر اساس گزارش پاپ ساینس، ایرباس با شرح این ویژگی ها اعلام کرد این
هواپیما هنوز در حد ایده باقی مانده است و ممکن است در زمان عملی شدن ساخت
آن تمامی این فناوری ها را نتوان در یک جا گرد هم آورد.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 11:35 توسط ابوالفضل مرادپور
|
طی دوران ۴۲ ساله حکومت دیکتاتور لیبی ، قذافی بارها خطاب به مردم
لیبی عنوان کرده است که زندگی بسیار سادهای برای خود فراهم کرده و این
سادگی تا آن آنجاست که خود او شبها در ننو میخوابد. اما انقلابیونی پس از
فتح طرابلس و خانه او چیزهای دیگری دیدند.
از برندهای مختلف عینکهای آفتابی که حتی بعضی از آنها تا حالا حتی
یکبار هم از جعبه خارج نشده بودند تا انواع و اقسام ، اودکلنها ،صابونها،
و لباسهای زیر یکدست مشکی و... فرزندان قذافی نیز در سواحل طرابلس زندگی
تجملاتی برای خود برپا کرده بودند.
هانیبال قذافی- فرزند سرهنگ ویلایی مجلل در ساحل طرابلس
داشت، این ویلا مجهز به پیانو، ضبط و استریو، استخر شنا و وسایل غواصی،
سالن ورزش، سونا، جکوزی و... بود و نما و کف آن با سنگ پوشیده شده بود.
علاوه بر تجملات و وسایل اشرافی، صحنه دردناکی را نیز رد آن دیده میشد؛
صحنه آزار و اذیت و شکنجه مستخدم فلیپینی.
یکی از یکی از خدمتکاران زمانی که خبرنگار سی ان ان در پی ترک ویلا است،
نزد او میآید و از زنی صحبت می کند که همسر هانیبال بشدت وی را مورد شکنجه
قرار داده است. خبرنگار عنوان میکند "در اولید نگاه خیال کردم که این زن
کلاهی بر سر گذاشته است، ولی زمانی که بیشتر دقت کردم متوجه شدم که کلیه
بدن او از سوختگی پوشیده شده است.
این زن داستان سوختگی خود را این طور تعریف کرد: «وقتی که من جرات نکردم
دختر آنها را به دلیل گریه کردن ساکت کنم، "آلین" همسر هانیبال- بشدت
عصبانی شد و من را به حمام برد. او دستها و پاهای مرا از پشت بست همچنین
دور دهان من را با چسب پوشاند و شروع به ریختن آب جوش بر روی من کرد».
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 11:33 توسط ابوالفضل مرادپور
|
آخرین: چندی قبل دختر 22 سالهیی به نام فهیمه برای رفتن به
آموزشگاه از منزلشان در منطقه شهران خارج شد و دیگر برنگشت. پدر
فهیمه كه نسبت به سرنوشت دخترش نگران شده بود، به كلانتری 142
كن رفت و برای یافتن او تقاضای كمك كرد.
فردای آن روز پسر ناشناسی با پدر فهیمه تماس گرفت و گفت: ما
دخترتان را گروگان گرفتهایم و باید 450 هزار تومان به ما بدهید تا
فهیمه را آزاد كنیم. پدر فهیمه قبول كرد و شخا آدمربا در میدان
صادقیه تهران قرار ملاقات گذاشت تا پول درخواستی را تحویل بدهد و
دخترش را آزاد كند،اما ابتدا موضوع را با پلیس در میان گذاشت.
كارآگاهان به او توصیه كردند، با كیف پول در سر قرار حاضر شود و
منتظر رسیدن آدمربا بماند. ساعتی پیش از فرا رسیدن زمان ملاقات،
ماموران در اطراف محل قرار كمین كردند. بدون اینكه دیده شوند. اما
پدر فهیمه هر چه به انتظار ایستاد، خبری از جوان ناشناس نشد.
او با ناامیدی و اضطراب به خانه برگشت و همان شب جوان ناشناس در
یك تماس تلفنی به او گفت: دخترت هرگز به خانه برنمیگردد. دیگر
منتظرش نباشید. پس از گفتن این جمله فورا تلفن را قطع كرد. از سوی
دیگر، كارآگاهان جستوجوی گستردهیی را برای یافتن دختر ربوده شده
آغاز كردند تا اینكه با گذشت پنج روز از این ماجرا، فهیمه با پدرش
تماس گرفت و گفت: من در میدان آزادی منتظرت هستم و از چنگ
آدمربایان فرار كردهام.
ماموران همراه با پدر فهیمه به میدان آزادی رفتند و با دختر
جوان روبرو شدند. فهیمه همان موقع همراه ماموران به دایره یازدهم
آگاهی تهران رفت تا در آنجا شكایت خود را مطرح كند.
ماموران كنجكاو بودند كه بدانند چه بلایی بر سر فهیمه آمده و چگونه
به تنهایی برگشته است. فهیمه كه بشدت ترسیده بود ماجرای ربوده
شدنش را چنین تعریف كرد: روز دوم اسفندماه از آموزشگاه بیرون آمدم
تا به خانه برگردم. در میدان نور سوار خودرویی شدم كه سه سرنشین
داشت.
هر سه پسر جوانی بودند كه یكی از آنها در صندلی جلو و دیگری در
صندلی عقب نشسته بود. جوان سوم هم رانندگی میكرد. در میانه راه
پسر جوانی كه در صندلی عقب نشسته بود، چاقویی از جیبش درآورد و به
پهلویم فشار داد.
میخواستم فریاد بزنم، اما دستهایش را روی دهانم گذاشت و مرا روی
صندلی خواباند. آنها در تاریكی شب به سمت یافتآباد راه افتادند و
مرا در منطقه چهاردانگه به اتاقكی در حاشیه یك زمین كشاورزی بردند.
به آنها التماس كردم كه با من كاری نداشته باشند، اما هر سه با
زور وحشیگری به من تجاوز كردند و بعد مرا در اتاقی انداختند و
زندانیام كردند.
فردای آن روز هم دو جوان افغانی كه كارگر زمین كشاورزی بودند به
سراغم آمدند و به من تجاوز كردند. چند بار میخواستم خودم را بكشم،
اما نشد. مدت چهار شبانه روز در آن خانه كوچك زندانی بودم، تا
اینكه روز پنجم، سه پسر جوان برای انجام كاری از آنجا رفتند، ساعتی
بعد به سراغ یكی از كارگران افغانی رفتم و با دادن مقداری پول و
زنجیر طلایم از او خواستم كه یك اتومبیل برایم بگیرد.
او هم پذیرفت و با گرفتن پول و زنجیر طلا مرا سوار اتومبیل كرد
تا از آنجا بروم… بعد از صحبت های فهیمه، كارآگاهان به منطقه
چهاردانگه رفتند و دو كارگر افغانی به نام اوصف و شكور و پسرجوانی
به نام مصطفی )19ساله( را كه راننده اتومبیل بود، دستگیر كردند.
اوصف و شكور به تجاوز به دختر جوان اعتراف كردند و مصطفی در بازجویی
اولیه گفت: من راننده بودم و از ماجرای آدمربایی خبر نداشتم و
یكی از دوستانم به من گفته بود كه در منطقه میدان نور با دوست
دخترش قرار دارد. من هم با آنها رفتم، اما وقتی دختر جوان سوار
ماشین شد.
دوستم با چاقو او را تهدید كرد و به زمین كشاورزی برد. اما همین
جوان در بازجوییهای بعدی اعتراف كرد كه او نقشه آدمربایی را
میدانسته و به دختر جوان هم تجاوز كرده است. كارآگاهان با اطلاعات
به دست آمده، یكی از همدستان او به نام داود را كه در ربودن
فهیمه شركت داشت دستگیر كردند.
اما هنوز سومین جوان فراری است. پرونده این آدمربایی به شعبه 77
دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شد و دیروز در دادگاه مصطفی و
همدستش داود به ربودن دختر و تجاوز به او اعتراف كردند. اكنون تلاشی
دوباره برای دستگیری سومین جوان متجاوز آغاز شده است تا قاضی
دادگاه حكم خود را درباره متهمان صادر كند.
بنا به گزارش خبرنگار ما؛ پرونده این جنایت سیاه كه با توجه به اقرار
صریح ربایندگان دختر جوان به تجاوز به عنف به نظر مى رسد آنان با مجازات
اعدام روبرو شوند به شعبه ۷۷ دادگاه كیفرى استان تهران ارجاع شده است وقرار
است ۵ قاضى به اتهامات هولناك عاملان جنایت سیاه رسیدگى كنند.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 13:41 توسط ابوالفضل مرادپور
|
نمایشگاه آثار نقاشی "آتنا حسنی فرع" دختر هنرمند معلول تبریزی مكانی
است تا نشان دهد، اراده انسان برای پیشرفت و ارتقا هیچ حد و مرزی نمی
شناسد.
به گزارش مهر، محدودیت و عدم توانایی انجام برخی فعالیت ها زمانی نمود عینی
پیدا می كند كه انسان به دلیل نوعی معلولیت تمام زندگی خود را روی ویلچر و
به حالت نشسته به سر برد.
"آتنا حسنی فرع" یكی از بین دیگر معلولین انگشت شماری است كه خود را محدود
نكرده اند و با روحیه ای مثبت و تصور آینده ای بهتر از امروز در صدد نمایش
توانایی های خود و تغییر نگاه های سرد و بی روحی هستند كه از دنیای بیرون
مانند دیواری بلند روی زندگی شان سایه انداخته است.
آتنا این روزها چهارمین نمایشگاه آثار نقاشی خود را در حالی به پایان
رسانده كه از تمامی این نقاشی ها مفاهیم آرمانی زندگی همچون عشق، محبت،
آزادی و برابری با گرم ترین طیف رنگ ها خود را به رخ مردم عادی شهر می كشند
، گویی رنگ ها با چنان شدتی روی كاغذ كشیده شده اند كه بر اهمیت این
نمادهای پاك انسانی تاكید داشته باشند.
هر چند آتنا سالهاست با محدودیت های ناشی از بیماری خود دست و پنجه نرم می
كند ولی توانسته است سد محدودیت ها را بشكند و خود را به عنوان انسانی مفید
در جامعه مطرح سازد.
وی با شعر و موسیقی زندگی می كند و دوست دارد طنین نواهای شاد همیشه در
زندگی همه انسان ها صدا كند؛ طوری كه آتنا شعرهای مریم حیدرزاده را دوست
دارد و با صدای امید صبور خواننده موسیقی پاپ همشهری اش زندگی می كند.
زمانی كه امید بارور می شود
آتنای 31 ساله از بدو تولد با بیماری فلج مغزی ( CP ) زندگی كرده، بطوری كه
طی این بیماری مغز آدمی با اعصاب وی هماهنگی ندارد و همین باعث اختلال در
سیستم جسمانی فرد می شود.
وی در خصوص شرایط متفاوت و خاص خود می گوید: من كه جلوی چشمان خود مشكلی
نمی بینم. خب من هم اینجوری آفریده شدم و این اصلا موضوع عجیبی نیست چون هر
انسانی یك طور خاصی آفریده شده و الزاما نباید همه آدم ها سالم و بی نقص
باشند.
این جملات امیدوار كننده زمانی به اوج خود می رسد كه آتنا اضافه می كند:
عده زیادی مانند عقب مانده های ذهنی هم هستند كه شرایط بدتر از من را
تجربه می كنند، در صورتی كه من هنوز توانایی صحبت كردن را دارم و قادرم
احساس ها و خواسته های خودم را به زبان بیاورم.
شادی و نشاطی كه با رنگ ها منعكس می شوند
15 سالگی سنی بود كه آتنا برای اولین بار شروع به كشیدن تصویرهای درون ذهنش
می كند و امروز شش سال است كه این تصویرها به طور جدی و بصورت نقاشی روی
كاغذها پیاده می شوند.
وی ادامه می دهد: موضوعات نقاشی هایم همگی ذهنی هستند و سبك خاصی را دنبال
نمی كنم ولی دوست دارم شادی و نشاط درونم را در بین آثارم جاری سازم تا
این شادی به مخاطبان نقاشی هایم هم منتقل شود.
آتنا خیلی صادقانه می گوید: از خود م تعریف نمی كنم ولی من هیچوقت كلاس
نقاشی نرفته ام در حالی كه همه خیال می كنند من در جایی آموزش دیده و دوره
خاصی را گذرانده ام.
این هنرمند استقبال از نمایشگاه هایش را خوب توصیف می كند ولی یادآور می
شود: میزان بازدید و آمدو رفت مردم هیچوقت برای من اهمیتی نداشته است و
تنها مسئله مهم برای من انرژی مثبت و بالایی است كه از نقاشی هایم نصیبم می
شود و بتوانم از این طریق این پیام را در جامعه ترویج دهم كه : به ما
معلولان جسمی نیز به چشم انسان هایی عادی نگاه كنند.
نگاه هایی كه هنوز عادت نكرده اند
نگاه های تلخ و گزنده اطرافیان، یكی از عمده مشكلات آتنا است كه سنگینی و
عمق شان روزگاری آن چنان این دختر هنرمند را می آزرد كه تا چند روز در خود
فرو می رفت.
به تدریج مانند هر معضل دیگری این نگاه ها نیز رنگ عادی و بی تفاوتی به خود
گرفت و اجازه داد آتنا بی توجه به آنها در مجامع عمومی حضور پیدا كند.
وی درباره این گزندگی نگاه ها می گوید: اینجا با چشم دیگری به من نگاه می
كنند. از من و امثال من می ترسند در صورتی كه من هم انسانم با این تفاوت كه
مانند انسان های دیگر نبوده و روی ویلچر نشسته ام.
آتنا ارتباطش با مردم را بسیار خوب می داند ولی از رفتارها و نوع ارتباط
مردم رضایتی نداشته و حتی از مردمی سخن می گوید كه گاه وی را با گدا های سر
گذر اشتباه می گیرند.
این دختر هنرمند و خوش ذوق ادامه می دهد: ما احساس داریم، انسانیم و مهربان
و با این وجود طبیعی است كه توقع داشته باشیم مانند انسان های عادی با ما
صحبت كنند.
او از حركات مردمی كه در برخورد با وی ترسیده و فرار می كنند ناراحت بود و
می گوید: به جای اینگونه رفتارها دوست داریم به ما روحیه بیشتری دهند و
زمینه شادی را برای ما فراهم كنند چراكه این ها تاثیر فراوانی در روحیه ما
دارد.
آتناهایی كه در غفلت ما كوچ می كنند
نقاشی و زبان انگلیسی دو هدف عظیم این دختر هنرمند نام برده می شوند كه
آنطور كه خود می گوید در این بین آموختن زبان از اهمیت بیشتری برای وی
برخوردار است.
وی در خصوص علت این اهمیت و پشتكار در یادگیری یك زبان دیگر می گوید: كلاس
های زبان انگلیسی را بطور خصوصی می گذرانم تا بتوانم با توریست هایی كه
وارد شهر ما می شوند صحبت كرده و خودم را به آنها معرفی كنم.
وی یادآور می شود: توریست ها و كسانی كه از خارج از ایران با من در ارتباط
هستند برخورد خیلی بهتری دارند و مانند مردم اینجا رفتار نمی كنند. مردم
اینجا از ما می ترسند و با چشم دیگری به ما نگاه می كنند در صورتی كه
توریست ها خیلی عادی با ما برخورد می كنند.
از دیگر دلایلی كه آتنا را تشویق به یادگیری یك زبان جدید می كند، شوق رفتن و برگزاری نمایشگاه هایش در كشورهای دیگر است.
آتنا در این زمینه می گوید: زبان برای من از نقاشی مهم تر است چرا كه وقتی
آدمی حرف زدن بلد نباشد چطور می تواند در خارج از كشور حضور پیدا كند؟
وی در خصوص تصمیم زندگی همیشگی در خارج از ایران پاسخ می دهد: اینجا
امكاناتی برای بدیهی ترین خواسته های من مهیا نیست. امكاناتی نظیر تحصیل در
مدرسه هنوز هم برای امثال من آماده نشده است و من خواندن را از مادرم
آموخته ام و پس از این همه سال هنوز نوشتن را بلد نیستم.
آتنا ادامه می دهد: مكان های هنری و نمایشگاه هایی كه دوست دارم در آنها
حضور پیدا كنم همه مكان های نامناسبی هستند كه باید تعدادی پله را برای
رسیدن به آنجا طی كرد. آسانسور و امكان جا به جایی وجود ندارد. مسیری برای
عبور ویلچرم تعبیه نشده است.
به زندگی باز می گردیم
شاید مهم ترین دلیل روحیه خوب و فعالیت های پیوسته آتنا، مادری باشد كه همواره سعی كرده تفاوتی بین او و دیگر فرزندانش قائل نباشد.
مادر آتنا در خصوص علت رفتارهای توام با شادی دخترش می گوید: آتنا فوق
العاده حساس است و همیشه پشتیبان من. به من روحیه می دهد و در خانه به
عنوان مشاور عمل می كند تا جایی كه با تشویق های او توانستم گواهینامه
رانندگی بگیرم. هیچوقت احساس نمی كردم كه آتنا با دیگر فرزندانم تفاوتی
دارد و به همین دلیل او را با خود به بیرون از خانه و مكان های شاد می بردم
تا روحیه ای قوی پیدا كند.
وی منكر سخت بودن نگهداری از یك فرد معلول نمی شود و ادامه می دهد: من می
خواستم تا همه ببینند كه نگهداری از یك بچه معلول چقدر دشوار است و این
بیرون بردن ها از چارچوب خانه تاثیر بسیاری در روحیه او داشت چرا كه آتنا
ذاتا مكان های شاد و مفرح را دوست دارد و دلش می خواهد همواره همه آدم ها
بخندند، شادی كنند، همه با هم باشند؛ كسانی كه یكدیگر را دوست دارند بی
دغدغه به یكدیگر برسند و او حتی حیوانات را هم دوست دارد و معتقد است باید
با آنها هم مهربان بود.
مادر آتنا عنوان می كند كه همیشه سعی كرده دخترش را در رفاه قرار دهد تا
هیچ موضوعی نتواند باعث تبعیض او با دیگران باشد ولی با این وجود او نیز از
نگاه های پرسش گرانه دیگران نارحت است و آنطور كه می گوید تنها یك درصد از
مردم با دیدی خوب به آتنا نگاه می كنند و در اكثر موارد از او می ترسند و
این موضوع اوایل باعث تضعیف روحیه دخترش می شد.
وی از یك خاطره یاد می كند كه آتنا می خواسته احمدرضا عابدزاده دروازه بان
مشهور و نامی ایران را از نزدیك ببیند و او دخترش را با خود تا پایتخت و
درب منزل این دروازه بان برده تا آتنا به آرزویش برسد و مادر نشان دهد كه
چقدر خواسته ها و علایق این دختر برای وی اهمیت دارد.
آتنا نیز مانند مادرش معتقد است قرار گرفتن در محیط بیرون از خانه تاثیری
بسیاری در روحیه وی داشته و می گوید: خیلی از خانواده ها اجازه می دهند بچه
های معلولشان در خانه بمانند ولی من پیشنهاد می كنم این بچه های بیمار را
بیرون بیاورند تا چشم های افراد جامعه به بودن ما عادت كند.
حالا آتنا با روحیه ای مضاعف به برنامه های آتی اش فكر می كند. به
نمایشگاهی كه قرار است چند روز دیگر در تهران برگزار كند. به آموختن زبان
انگلیسی ای كه راهگشای وی برای حضور در كشورهای دیگر خواهد بود تا بتواند
هنر خود را به مردم تمام دنیا معرفی كند.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 13:30 توسط ابوالفضل مرادپور
|
سعدی
شیرازی؛ شاعری است در عرصه اجمال و راز؟ یا نویسندهای نوآور و خلاق كه
سودای معرفتش از كویی به كویی و از شهری به شهری میكشاند؟ یا عاشقی كه درد
دوری و دیدار یار غزلخوانش میكند؟ یا سیاحی كه آرزومند دیدار آثار بدیع
جهان است؟
باری! سعدی زندگی را در سایه نام دوست محو كرده است.
سعدی تخلص و شهرت «ابوعبدالله مشرف به مصلح» یا «مشرف الدین بن مصلح
الدین»، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» و یا «شیخ» و همچنین معروف به
«افصح المتكلمین» است.
درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سال
تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال دادهاند و درباره تاریخ
درگذشتش هم سالهای 690 تا 695 را نوشتهاند.
سعدی در شیراز پای به دایره هستی نهاد. هنوز كودكی بیش نبود كه پدرش
درگذشت. آن چه مسلم است این كه اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش
بودند. سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه
نظامیه به تكمیل دانش خود پرداخت.
از محضر ابوالفرج بن الجوزی و همچنین شهاب الدین عمر سهروردی استفادهها
سپس به حجاز و شام رفت و زیارت حج به جا آورد. در شهر شام به وعظ و سیاحت و
عبادت پرداخت. در روزگار سلطنت اتابك ابوبكر بن سعد به شیراز بازگشت و در
همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابك» و پسرش
سعد بن ابوبكر كرد.
پس از زوال حكومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و
حجاز رفت. در بازگشت به شیراز، با آن كه مورد احترام و تكریم بزرگان فارس
بود، بنابر مشهور عزلت گزید و در زاویهای به خلوت و ریاضت مشغول شد.
آثار سعدی بسیارند و اغلب در مجموعهای كه كلیات دیوان سعدی نامیده میشود؛
به چاپ رسیده است. بوستان، گلستان و دیوان غزلیات و قصاید از معروفترین
آنها به شمار میروند.
سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالك سرزمینهای دور و غریب بود؛ او خود را
با تاجران ادویه و كالا و زوار اماكن مقدس همراه میكرد. از پادشاهان
حكایتها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا میگذراند.
سفاكی و سخاوتمندان را نیك میشناخت و گاه عطایشان را به لقایشان میبخشید.
با عاشقان و پهلوانان و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار
همنشین میشدو خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرههای مكرر به پختگی دوران
پیری پیوند میزد.
سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگهای مختلف نبود؛ بلكه هر سفر تجربهای معنوی نیز به شمار میآمد.
سنت تصوف اسلامی همواره مبتنی بر سیر و سلوك عارف در جهان آفاق و انفس بود و
سالك، مسافری است كه باید در هر دو وادی، سیری درخور استعداد داشته باشد؛
یعنی سفری در درون و سفری در بیرون.
وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین عمر سهروردی خود گواه این مدعاست.
رهآورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارت معنوی و دنیوی، انبوهی از
روایات، قصهها و مشاهدات بود كه ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان كه هر
حكایت گلستان، پنجرهای رو به زندگی میگشاید و گویی هر عبارتش از پس
هزاران تجربه و آزمایش به شیوهای یقینی بیان میشود. گویی، هر حكایت پیش
از آن كه وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.
شاید یكی از مهمترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و
خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگر چه لحن كلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها
نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد.
از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان
در چند ماه، بیانگر این نكته است كه این شاعر بزرگ از چه مایه دانایی،
توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.
باری، آثار سعدی علاوه بر آن كه عصاره و چكیده اندیشهها و تأملات عرفانی و
ا جتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی كهنسال است
و از همین رو هیچ وقت شكوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.
شعر سعدی، شعر استحكام و ظرافت و استواری و زیبایی است. زبان فاخر سعدی هیچ
گاه كمال خود را به رخ مخاطبانش نمیكشد. همچون سالاری بلند منزلت، در عین
كمال و برتری متواضع و خاشع است و به همین دلیل دل هر صاحبدلی را میرباید
و در گوشه خاطر هر كسی، جایی برای خویش باز میكند.
شعرش به دیدار اول، ساده و صمیمی و بیتكلف جلوه میكند؛ روان و زلال است و
بیهیچ تمهید و مقدمهای، برقراری ارتباط با دیگران را جستجو میكند.
فخر نمیفروشد و تكبر نمیورزد. دست دوستی و ارادت به سویمان دراز میكند و سلام میدهد...
اما چون پرده احساس را به كنار میزنیم و از سر عقل و تأمل در اشعارش ـ كه
عاطفه محضند!ـ درنگ میكنیم، درمییابیم كه شفافیت عنصر زبان در شعر او سهل و
ساده امكان وجود نیافته است؛ بلكه صیقل مداوم شعر، كوشش بیوقفه در عرصه
زبان، و استفاده از تمام عناصر كه تعالی شعر را دامن میزنند، به آثار او
چنین سلامت و روانی سحرآفرین بخشیده است.
توفیق سعدی و اكسیر شعر او در این دقیقه نهفته است؛ یعنی در تلفیق صنایع
لفظی و بیانی با حال و احساس درونی در طبیعیترین حالت ممكن. سعدی مبدع و
آغازگر این راه نیست، بلكه از استادان و كاملان چنین سبكی در شعر است.
پیش از وی، غزل فارسی در كوره تلاش شاعرانی همچون فرخی، سنایی، خاقانی،
انوری و عطار گداخته بود، اما سعدی آن را چنان آبدیده و صیقلی كرد كه نه
پیش از وی قرینه و مشابهی برایش میتوان یافت و نه بعد از وی، كسی گامی
بیشتر و پیشتر نهاد.
ویژگیهای سبكی زبان شعر سعدی و هر شاعر دیگری را تنها با تأمل و تفكر در
اشعارش میتوان كشف كرد، آموخت و به كار برد. آثار هنری بر اساس فرمول و
اصولی ثابت و مشخص پدید نمیآیند تا هنگام نیاز به آثار جدید بتوان به آنها
رجوع كرد.
با این همه، برخی از ویژگیها به خاطر تكرار مكرر در آثار هنرمند ما را به
بعضی از خصوصیات مشترك آن آثار و به تبع آن به نوع برخورد و بهرهگیریهای
هنرمند از آن عناصر رهنمون میشوند. با توجه به چنین پیش زمینهای، معدودی
از ویژگیهای سبكی شعر سعدی چنینند:
1 ـ ساختار نحوی جملات در ابیات به صحیحترین شكل ممكن است. عنصر وزن و
موسیقی، منجر به نقص یا پیش و پس شدن حاد دستوری در جملات نمیشود و سعدی
به ظریفترین و طبیعیترین حالت ممكن در لحن و زبان، با وجود تنگنای وزن، از
عهده این مهم برآید.
دیوان غزلیات سعدی را به تفال باز میكنیم:
ای كه گفتی هیچ مشكل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست
نوك مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد
قصه دل مینویسد حاجت گفتار نیست
در آن نفس كه بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان كه خاك كوی تو باشم
به وقت صبح قیامت، كه سر ز خاك برآرم
به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم
حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم
2 ـ ایجاز و یا پیراستن شعر از كلمات زاید و اضافی و دوری از عبارت
پردازیهای بیهودهای كه نه تنها نقش خاصی در ساختار كلی شعر ندارند، بلكه
باعث پریشانی در روابط كلمات با یكدیگر و نهایتاً جملات میشوند و به نحو
چشمگیری از زیبایی كلام میكاهند، در شعر و كلام سعدی نقش ویژهای دارد.
ساختار شعر سعدی كم كردن یا افزودن كلمهای را خارج از قاعده و بیتوجه به
بافت كلی كلام برنمیتابد. از سویی این ایجاز كه در نهایت زیبایی و اعتدال
است، منجر به اغراقهای ظریف تخیلی و تغزلی میشود و زبان شعر را از غنایی
بیشتر برخوردار میكند:
گفتم آهن دلی كنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
به دلت كز دلت به در نكنم
سختتر زین مخواه سوگندی
ریش فرهاد بهترك میبود
گر نه شیرین نمك پراكندی
كاشكی خاك بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افكندی...
ایجاز سعدی، ایجاز میان تهی و سبك نیست، بلكه پرمایه و گرانبار از اندیشه و
درد است. بیفایده نیست اگر حكایتی را از «گلستان» نیز نقل كنیم و به
عیان ببینیم كه خداوند سخن چه مایه از معنی را در چه مقدار از سخن
میگنجاند:
حكایت: پادشاهی پارسایی را دید، گفت: «هیچت از ما یاد آید؟» گفت: «بلی، وقتی كه خدا را فراموش میكنم.»
حكایت: هندویی نفط اندازی همی آموخت. حكیمی گفت: «تو را كه خانه نئین است، بازی نه این است.»
3 ـ سعدی از موسیقی و عوامل موسیقی ساز در سبك و زبان اشعارش سود میجوید.
وی اغلب از اوزان عروضی جویباری مدد میگیرد؛ اوزانی كه لطافت موسیقیایی در
آنها بر ضربی بودن آن میچربد.
علاوه بر اوزان عروضی، شاعر به شیوه مؤثری از عواملی بهره میبرد كه هر
كدام به نوعی موسیقی كلام او را افزایش میدهند، عواملی همچون انواع جناس،
همحروفیهای آشكار و پنهان، واج آرایی، تكرار كلمات، تكیههای مناسب،
موازنههای هماهنگ لفظی در ابیات و لف و نشرهای مرتب و ...
همان طور كه پیشتر یادآور شدیم، استفاده از این عناصر به گونهای هنرمندانه
و زیركانه صورت میگیرد كه شنونده یا خواننده شعر او پیش از آن كه متوجه
صنایع به كار رفته در شعر او شود، مسحور زیبایی و هماهنگی و لطافت آنها
میشود.
در غزلی كه آوردهایم، سعدی نهایت استفاده را از عوامل موسیقیزای زبان
برده است، بیآن كه سخنش رنگ تكلف و تصنع به خود بگیرد. تكرارهای هنرمندانه
كلمات، همحروفیها و وزن مناسب شعر و همچنین لحن عاطفی و تغزلی همچون شكری
هستند كه در این شعر و اشعار دیگر او به صورت شربتی گوارا درمیآیند تا ما
جز شیرینی كلام، چیز دیگر ننوشیم:
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به كه طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نكنی حكم از آن تست
بازآ كه روی در قدمانت بگستریم
ما را سری است با تو كه گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم
گفتی ز خاك بیشتر نه كه از خاك كمتریم
ما با توایم و با تو نهایم اینت بوالعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
از دشمنان شكایت برند به دوستان
چون دوست دشمن است شكایت كجا بریم؟
4 ـ طنز و ظرافت جایگاه ویژهای در ساختار سبكی آثار سعدی دارد. البته
خاستگاه این طنز به نوع نگاه و تفكر این شاعر بزرگ برمیگردد. طنز سعدی،
سرشار از روح حیات و سرزندگی است.
سعدی به یاری لحن طنز، عبوسی و خشكی را از كلام خویش پس میزند و شور و
حركت را بدان بازمیگرداند. با همین طنز، تیغ كلامش را تیز و برنده و
اثرگذار میكند. طنز، نیش همراه با نوش است؛ زخمی در كنار مرهم. سالها بعد،
لسانالغیب، حافظ شیرازی ابعاد عمیق دیگری به طنز شاعرانه بخشید و از آن
در زبان شعر خود استفادهها برد:
با محتسب شهر بگویید كه زنهار
در مجلس ما سنگ مینداز كه جام است
كسان عتاب كنندم كه ترك عشق بگوی
به نقد اگر نكشد عشقم، این سخن بكشد
یارا! بهشت، صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
آن است آدمی كه درو حسن سیرتی
یا لطف صورتی است، دگر حشو عالم است
این حكایات را نیز از گلستان سعدی برمیچینیم، به امید بوییدن رایحه طنز و
ظرافت از آنها: حكایت: یكی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید برآمده و كف بر
دماغ انداخته. گفت:«این چه حالت است؟» گفتند: «فلان، دشنام دادش». گفت:
«این فرومایه هزار من سنگ برمیدارد و طاقت سخنی نمیآرد؟»
حكایت: یكی از ملوك بیانصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها كدام فاضلتر
است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یك نفس خلق را نیازاری.»
سعدی به روایت آثارش، گاه ناصحی دردمند است كه كجراهان ظلمت اندیش را به
راستی و درستی میخواند و گاه منتقدی اجتماعی است كه به انتقاد از زمانه
بدكنش میپردازد. اگر به ناگزیر مداح شاهان روزگار بوده، تا آن جا كه
توانسته به حق سخن گفته و همواره مستبدان لاقید را به تفكر در مرگ و عدل و
انصاف ترغیب كرده است. غم زمانه، غم دائمی و مشغله ذهنی سعدی بوده است:
غم زمانه خورم یا فراق یار كشم
به طاقتی كه ندارم كدام بار كشم
سعدی كه سودای اصلاح و تربیت دارد، با تكیه بر زبان طنز، ریاكاران
نیرنگباز و زاهدان دو رو و گندم نمایان جو فروش را رسوا میكند و بر
مالاندوزان حریص و تنگ چشم و بخیل طعنه میزند.
لاف زنان و مدعیان ناپارسا را به سخره میگیرد و به اقتضای جوهر هنرمندی و
قلندری خود به اندازهای كه بشاید، در گفتن حقایق و تاختن به علل مصایب،
جسور و گستاخ و دلاور است. همان قدر كه در بیان انتقاد به كار و كیا و منش
ملوك بیانصاف جرأت میورزد، درویشی و قناعت و آزردگی و پارسایی را
میستاید و با جماعت بیریایی درویشان كه دلی جز برای حق ندارند، هم رأی و
هم عقیده میشوند.
با تظاهر و ریا نسبتی ندارد و آن را كفر مضاعف میداند. با قشریانی كه از
دین جز پوست و ظاهر آن را ندیدهاند و نمیفهمند، همان قدر در نزاع است كه
با اهل تساهل و آسان گیر در امر دین.
تعبد قشریان را كودكانه و سادهانگارانه مییابد و تساهل مدعیان را در امر
شریعت از سر تنبلی و بیایمانی و در گریز از تعهد عملی دین.
زبان سعدی در انتقاد، زبانی گزیده و گزنده است. با این همه، از نزاع و صلح
همواره صلح را برمیگزیند و پند پیران پارسا را خاطرنشان میكند كه فاسدان
را باید به صلاح و نیكرفتاری با آنان خجل كرد.
عشق سعدی، نفس پرستی نیست، بلكه او در گریز از شیطان اماره به عشق رو
میكند؛ عشقی كه او را از مایی و منی و به قول عارفان از «انانیت»
«نحنانیت» برمیكشد و رستن و رهایی را برای وی به ارمغان میآورد.
در افق سعدی: هر كسی را نتوان گفت كه صاحبنظر است، عشق بازی دگر و نفس
پرستی دگر است. عاشق پاكباز تعالی را در عشق میجوید و همین بهانه برایش
كافی است تا جان و تن را به تمامی فدای مهر نگاه معشوق كند.
در این معامله، عاشق نه به فكر سود و زیان خویش كه در سودای رضایت یار است:
حرام باد بر آن كس نشست با معشوق
كه از سر همه برخاستن نمییارد
شاعر، شور دیدار دارد و هر موجودی در منظر او جلوهای از وجود حقیقت عالم
است. شاعر، تاب فراق ندارد، پس به تماشای هر جلوهای از آن جمال، ازخود به
در میشود و هر مشاهدهای او را از جهانی به جهانی دیگر سیر میدهد:
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی از این جهان به جهانی دگر شدم
كثرت مخلوقات اگر به چشم وحدت بین دیده آید، نه تنها حایل دیدار نیست، بلكه
جلوهزار ناپیدا كران است و عارف عاشق از همین روی خرسند و خرم است و دم
به دم در تماشایی تازه سلوك میكند؛ چرا كه هستی موجودات را در حقیقت هستی،
یعنی وجود حضرت حق مستحیل میبیند:
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
سیمای معشوق در غزل سعدی در هالهای از نورانیت و روحانیت محصور است.
اگر چه یار گاهی به صورت ملموس و در دسترس و در صورت تعینات عالم جسمانی
ظاهر میشود، اما در حقیقت شاهد سعدی به صورتی مثالی در غزلهای وی ظاهر
میشود و گاه پیوند با معشوق ازلی و ابدی:
دمادم حوریان از خلد رضوان میفرستندت
كه ای حوری انسانی، دمی در باغ رضوان آی
دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
كه بامداد پگاهش تو روی بنمایی
سعدی از آن تنگ چشمانی نیست كه فقط ناظر میوه باشد، بلكه وی به بوستان نظر
دارد و همواره برای تفسیر جزء، به كل میاندیشد. او عاشق زیباییها و
نیكوییهاست و در این عشق بیش از آن كه حظ نفسانی و مورد نظر وی باشد، طالب
لذات روحانی است:
گفتم ای بوستان روحانی
دیدن میوه چون گزیدن نیست
گفت سعدی خیال خیره مبند
سیب سیمین برای چیدن نیست
باری، سرود سعدی، سرود مهر و مهربانی و محبت و یگانگی و یكرنگی است.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 13:27 توسط ابوالفضل مرادپور
|

از چند روز پیش منتظر معرفی نسل بعدی
گلکسی تب بودیم. امروز سامسونگ به انتظار ها پایان داد. نتیجه کار هم
تقریبا همان تبلتی بود که انتظارش را داشتیم …
گلکسی تب ۷٫۷، مجهز به
مانیتوری با رزولوشن ۱۲۸۰×۸۰۰پیکسل است. فکر کنم سایز این مانیتور را
خودتان می دانید:) اما نکته هیجان انگیز داستان، به کار گیری فناوری Super
AMOLED Plus در تبلت جدید است. این تبلت هم مانند خیلی از تبلت های ۷ اینچی
دیگری که وارد بازار شده اند، به اندروید ۳٫۲ مجهز است. اندرویدی با طعم
عسل. البته با رابط کاربری Touch Wiz UX سامسونگ که برای تبلت ها بهینه
سازی شده.
قلب تپنده این تبلت جدید،
پردازنده دو هسته ای با فرکانس ۱٫۴ گیگاهرتز است که در Galaxy Note هم به
کار رفته. این تبلت با فناوری HSPA+ سرعت دانلودی برابر ۲۱ مگابیت در ثانیه
را وعده می دهد. البته به طور تئوری و نه عملی. از وزن ۳۳۵ گرمی و حافظه
داخلی ۱۶ تا ۶۴ گیگابایتی هم می توان به عنوان دیگر مشخصات این تبلت یاد
کرد. امکان استفاده از اسلات میکرو اس.دی هم فراهم است. به مبحث مهم باتری
که می رسیم، سامسونگ عدد ۵۱۰۰ میلی آمپر را جلوی چشممان گذاشته و وعده
باتری ده ساعته را می دهد. بلوتوث ۳، GPS و WiFi هم طبق معمول تعبیه شده
اند. اگر دلتان برای عکس گرفتن تنگ شده، می توانید نگاهی به دوربین ۳
مگاپیکسلی آن در عقب بیاندازید. البته دوربین جلویی این تبلت هم ۲ مگاپیکسل
دقت خواهد داشت.
می توان گفت که نسل جدید
گلکسی تب سامسونگ، خیلی از انتظارات و شایعاتی که پیرامونش به وجود آمده
بود را برآورده کرده است. زاویه دید آن هم بهبود یافته و با توجه به تمامی
این موارد، می توان آن را به عنوان یک تبلت میان سایز قدرتمند شناخت. البته
باید منتظر تست ها بمانیم و کارایی عملی این تبلت را هم شاهد باشیم. اما
گلکسی تب جدید قطعا گزینه خوبی برای جا گرفتن در لیست کاندیدا های خریدتان
است. شما اینطور فکر نمی کنید؟
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 2:5 توسط ابوالفضل مرادپور
|
ماه
رمضان نهمين ماه از ماههاي قمري و بهترين ماه سال است. واژه رمضان از ريشه «رمض» و
به معني شدت تابش خورشيد بر سنگريزه است.
میگويند چون به
هنگام نامگذاري ماه هاي عربي، اين ماه در فصل گرمي تابستان قرار داشت، ماه «رمضان»
ناميده شد، ولي از سوي ديگر، «رمضان» از اسماء الهي است. اين ماه ماه نزول قرآن و
ماه خداوند است و شبهاي قدر در آن قرار دارد. فضيلت ماه رمضان بسيار زياد و
نامحدود است.
حوادث و رويدادهاي مهم اين ماه
وفات
حضرت خديجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن
مجتبي عليه السلام نيمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم
هجرت.
فتح مکه در سال هشتم
هجرت.
مراسم عقد اخوت و
پيمان برادري ميان مسلمان، و ايجاد اخوت اسلامي بين پيامبر و امام علي عليه
السلام.
بيعت مردم به وليتعهدي
امام رضا عليه السلام در سال 201 قمري.
فضيلت ماه رمضان:
ماه
رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است. در اين ماه درهاي
آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته میشود، و عبادت در يکي از شبهاي
آن (شب قدر) بهتر از عبادت هزار ماه است.
مناسبتهاي ماه رمضان
روز اول ماه مسجد النبى(ص) دچار آتش سوزى شد روز اول ماه رمضان بنا به نقل
«سمهودى مورخ عامه» در سال 654 هجرى، مسجد النبى (صلى الله عليه و آله) و حجرات
مقدسه آن دچار آتش سوزى شد. اين زمان مصادف با حكومت معتصم عباسى بود، وى دستور
داد، بنيان مسجد را دوباره به پاى داشتند.
ولايتعهدى امام رضا(ع) در اول ماه رمضان: از وقايع روز اول ماه
رمضان «بنا به نقل شيخ مفيد در مسار الشيعه» روز بيعتبه ولايتعهدى حضرت رضا عليه
السلام است.
غزوه تبوك يا فاضحه در روز سوم ماه رمضان: غزوه تبوك يا فاضحه از جنگهاى
حساس بين مسلمانان و روميان كه در سال نهم هجرى بر پا شد و به صلح انجاميد نيز در
روز سوم ماه مبارك رمضان واقع گشت.
وفات حضرت ابوطالب(ع) در روز هفتم: روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شيخ
مفيد سال دهم بعثت حضرت ابوطالب عم و يار با وفاى پيامبر (صلى الله عليه و
آله) وفات يافت.
وفات حضرت خديجه دهم ماه رمضان سال دهم بعثت
دوازدهم رمضان حديث مواخاة و عقد برادرى در اسلام: در دوازدهم رمضان،
پيامبر (صلى الله عليه و آله) بين اصحاب عقد برادرى خواند، و بين خود و على (عليه
السلام) نيز برادرى قرار داد، و با اين عقد اخوت، برادرى و مساوات و برابرى را در
اسلام بنيان گذاشت
ولادت امام مجتبى سبط اكبر(ع) در روز پانزدهم ماه سوم هجرت واقع شده
است.
وقوع غزوه بدر در 17 يا 19 ماه رمضان
فتح مكه در بيستم ماه رمضان اتفاق افتاده است.
شهادت حضرت امير المؤمنين(ع) در
بيست و يكم ماه رمضان. يكى از حوادث بزرگ ماه رمضان شهادت مولاى متقيان على (عليه
السلام) است.
فتح اندلس توسط طارق بن زياد در رمضان سنه 92 فتح اندلس به دست مسلمين به
رهبرى طارق بن زياد صورت گرفت و خداوند او را بر «ملك لذريق» در كنار نهر (لكة)
به پيروزى رسانيد.
روز قدس آخرين جمعه ماه رمضان
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 1:48 توسط ابوالفضل مرادپور
|
هر كدام از ما اساتيد زيادي داشتهايم كه هركدام چيزي را به ما آموختند و تا هميشه
ما را قدرشناس خود كردند.اما داستان كوتاه ما درباره وفاي يك حيوان است:
سالها پيش مدتي را در جايي بيابان گونه بسربردم و عزيزي چهار ديواري خود را در
آن بيابان در اختيار من قرار داد ... يك
محوطه بزرگ با يك سرپناه و يك سگ. سگ پير و قوي
هيكلي كه براي بودن در آن محيط خلوت و ناامن دوست مناسبي به نظر مي
رسيد...
ما مدتي با هم بودیم و من بخشي از غذاي خود را با او سهيم مي شدم و او مرا
از
دزدان شب محافظت مي كرد تا روزي كه آن سگ بيمار شد.به دليل نامعلومي بدن او
زخم بزرگي برداشت و هر روز عود كرد تا كرم برداشت. دامپزشك،
درمان او را بي اثر دانست و گفت كه نگهداري او بسيار خطرناك است و بايد
كشته شود!
صاحب سگ نتوانست اين كار بكند. از من خواست كه او را از ملك بيرون كنم تا خود
در بيابان بميرد و من او را بيرون كردم ! ابتدا مقاومت مي كرد ولي وقتي ديد اصرار
دارم رفت و هيچ نشاني از خود باقي نگذاشت...
هرگز او را نديدم. تا اينكه روزي برگشت از سوراخي مخفي وارد شده بود، اين راه
اختصاصي او بود. بدون آن زخم وحشتناك. او زنده مانده بود و برخلاف همه قواعد علمي
هيچ اثري از آن زخم باقي نمانده بود !!!
نمي دانم چكار كرده بود و يا غذا از كجا تهيه كرده بود. اما فهميده بود كه چرا
بايد آنجارا ترك مي كرده و اكنون كه ديگر بيمار و خطرناك نبود بازگشته بود در آن
نزديكي چهارديواري ديگري بود كه نگهباني داشت و چند روز بعد از بازگشت سگ، آن
نگهبان را ملاقات كردم و او چيزي به من گفت كه تا عمق وجودم را لرزاند:
او گفت كه سگ در آن اوقاتي كه بيرون شده بود هر شب ميآمده پشت در و تا صبح نگهباني
ميداده و صبح پيش از اينكه كسي متوجه حضورش بشود از آنجا مي رفته. هرشب
... ! من نتوانستم از سكوت آن بيابان چيزي بياموزم اما عشق و قدرشناسي آن سگ و
بيكرانگي قلبش مرا در خود خرد كرد و فروريخت. او هميشه از اساتيد من خواهد بود!
استاد من آن كسي است كه به من آموخت كه چگونه همه را استاد خويش ببينم…
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 1:47 توسط ابوالفضل مرادپور
|
جنايت کاری
که یک آدم کشته بود، خسته و کوفته و در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و
پر از گرد و خاک، دست و صورت کثیف، به یک دهکده رسید.
چند روزی ميشد كه چيزي نخورده
بود بسیار گرسنه بود. او جلوی یک
مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود ... بخاطر همین دو
دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را
لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید. بی اختیار
چاقو را در جیب خود رها کرد و ... پرتقال را از دست مرد میوه فروش
گرفت. میوه فروش گفت: بخور نوش جانت، پول نمی خواد !
سه روز بعد آدمکش فراری باز
در جلوی دکه میوه فروش ظاهر شد. این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند، صاحب دکه
فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت.
فراری دهان خود را باز کرده
گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقالها را خورد و با شتاب رفت. آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به
چشمش خورد.
میوه فروش مات و متحیر شد
وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت. عکس همان مردی
بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.
زیر عکس او با حروف درشت
نوشته شده بود قاتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه
تعیین کرده بودند. میوه فروش
بلافاصله شماره پلیس را گرفت.
پلیس ها چند روز متوالی در
اطراف دکه در کمین بودند. سه چهار روز
بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده
بود. او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر
عادی شده بود. دکه دار و
پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.
او ناگهان ایستاد و چاقویش را
از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره
پلیس شده و
بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
زماني که داشتند او را می بردند
زیر گوش میوه فروش گفت: آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان. سپس
لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.
میوه فروش با شتاب آن روزنامه
را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود: من دیگر
از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم. هنگامی که
داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم، نیکدلی تو بود که بر
من تاثیر گذاشت.
بگذار جایزه پیدا کردن من،
جبران زحمات تو باشد!!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 1:38 توسط ابوالفضل مرادپور
|
بیراهه هم برای خودش راهیست
وقتی من را به تو برساند ..
. . .
و حوصله
چه زود بیطاقت میشود
در ادامه راهی که
به تو ختم نمیشود ..
. . .
وقتی که کلمات، تو را میخوانند و تو در بودنم جاری نمیشوی…
دوباره عشق
در میان لبانم
بیصدا مینشیند
تا
صدایش کنی..
. . .
به من گفت همه رو ول کن … باید دور همه رو خط بکشی
ولی خودش جلوی آینه دور چشمشو خط کشید و رفت سر قرار
. . .
اگر او برای تو ساخته شده! من برای تو ویران شدهام … !!!
. . .
حوّایت میشدم
اگر سیبِ سرخی داشتی
حیف
آدم نیستی!!!
. . .
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی..
. . .
چطور می توان به تاول های پا گفت :
که تمام مسیر طی شده، اشتباه بوده . . .!
. . .
چه ازدحامی به پا کرده ای در من،
همین تو یک نفر !
. . .
تنها نرو! این راه رفتن نیست ..
دنیای تو چیزی به جز من نیست
تو از خودت چیزی نمیدونی
تنها نرو! تنها نمیتونی ..
من حال این روزاتو میدونم .
چیزی نگو! چشماتو میخونم
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 1:37 توسط ابوالفضل مرادپور
|
رکورد بلند ترین موهای گوش !!
ویکتور آنتونی دارای رکورد طولانی ترین مو گوش به طول 18 سانتیمتر
قابل کشش ترین پوست انسان
گری ترنر می توانید پوست خود را تا 15 سانتیمتر بکشد.
رکورد بیشترین مارهای زنگی در دهان
جکی Bibby هشت مار زنگی را در دهان خود برای 12.5 ثانیه نگاه داشت.
رکورد بلند ترین ناخن های دنیا
لی ردموند دارای بلند ترین ناخن ها در سال 2008. او در سال 2009 در اثر تصادف ناخن هایش را از دست داد
رکورد کشیدن بیشترین وزن با پلک های چشم
Chayne Hultgren در ایتالیا بیش از 410 کیلوگرم را با پلک های خود کشید.
رکورد پرتاب اشک چشم
چندش آور ترین رکوردهای جهان (7 عکس)
رکورد عبور از راکت تنیس
کاپیتان فرودو
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:46 توسط ابوالفضل مرادپور
|
به گزارش ایران ناز مگان استیوارت دختر 13 ساله اسکاتلندی است که از یک بیماری نادر رنج میبرد. وی در صورتی که بر اثر برخورد با اجسامی که دارای الکتریسیته ساکن هستند تکان سخت بخورد، مغزش از کار میافتد!
بر اساس گزارش ایژیا وان، این بیماری سندروم شانه کردن مو نام دارد و فقط 2 نفر در جهان به آن مبتلا هستند. در این بیماری کوچکترین تکان الکتریسیته ساکن خطر مرگ را بدنبال دارد.
چند سال قبل زمانی که مادر مگان درحال شانه کردن موهای دخترش بود، یک وضعیت غیر عادی در دخترک روی داد. در واقع، تماس ناگهانی شانه با موهای مگان سبب تشنج و بیرنگ شدن لبهایش شد.
مگان به علت این بیماری که هنوز پزشکان در مورد آن به نتیجهای نرسیدهاند، قادر به انجام مواردی چون لمس بادکنک، پوشیدن لباسهای پلی استریل و راه رفتن با جوراب بر روی فرش ضخیم به دلیل تولید جریان الکتریسیته ساکن نیست.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:41 توسط ابوالفضل مرادپور
|
رسانههای رسمی هندوستان اعلام کردند که یک دختر بچه شش ساله اهل این کشور با قد یک متری و وزن ۸۸ کیلوگرمی لقب چاقترین کودک جهان را از آن خود کرده است.
مادر ۳۲ ساله این کودک در مصاحبهای با رسانههای رسمی هندوستان خاطرنشان کرد: وزن دخترم دقیقا همانند یکی از بازیکنان تیم راگبی انگلستان است. در صورتی که این بازیکن یک مرد بزرگسال است.
این زن ۳۲ ساله در ادامه به روزنامه دیلیمیل افزود: «سومان» شش ساله که اهل بنگال غربی است روزانه دو بشقاب بزرگ برنج و دو کاسه بزرگ ماهی سرخ کرده میخورد. همچنین علاقه شدیدی به تخم مرغ و املت دارد.

به گزارش ایران ناز به نقل از ایسنا، پدر ۳۸ ساله این کودک نیز در ادامه یادآور شد: من به عنوان یک کشاورز در هفته تنها ۱۰ پوند دستمزد دارم و باید تمام آن را برای سیرکردن شکم دخترم بپردازم. در حالی که مابقی اعضای خانوادهام گرسنه میمانند. علاوه بر این، برخی اوقات هم باید برای سیرکردن شکمش از همسایهها کمک بخواهیم.
براساس اعلام رسانههای رسمی هند، «سومان» شش ساله میتواند در یک هفته ۱۴کیلوگرم برنج، هشت کیلوگرم سیب زمینی، هشت کیلوگرم ماهی و ۱۸۰ موز بخورد. علاوه بر این، او علاقه فراوانی به شیرینیهای بنگالی و کیکهای خامهای دارد.
به گزارش ایسنا، پزشک خانوادگی این کودک نیز اعلام کرد که وی علاقهای به ورزش کردن ندارد و از پیادهروی نیز متنفر است، به طوری که تنها در طول روز یک دقیقه پیادهروی میکند.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:37 توسط ابوالفضل مرادپور
|
پزشکان به زنان توصیه میکنند که آرایش خود را هر شب قبل از خواب تمیز کنند تا به پوست آنها آسیب نرسد.
اما این دختر کره ای آرایش خود را 2 سال بر روی صورت خود حفظ کرد. بای دال می دختر 20ساله ای است که از 14 سالگی شروع به آرایش کردن کرد.
به گزارش ایران ناز وی از 18 سالگی تا 20 سالگی آرایش صورت خود را پاک نکرد و مدام بر روی صورت آرایش کرده خود باز هم آرایش می کرد و می گفت: من دوست دارم در تام لحظات زندگیم زیبا به نظر بیایم.
سر انجام پس از 2 سال خانواده بای دال می وی را وادار کردند تا آرایش خود را پاک کند. به گفته پزشکان پوست وی به اندازه 2برابر سن او پیرتر شده بود.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:33 توسط ابوالفضل مرادپور
|
به گزارش ایران ناز : کارلا پائولا هنری دختر شابسته سال 2008 مورد اصابت چاقو قرار گرفت.
مستاجر مست این ملکه زیبایی 25 ساله فیلیپینی در پارک با چاقو به او حمله کرده و پس از مجروح کردن وی متواری شده است. بعد از این واقعه دوستان "کارلا پائولا" سریعا او را به بیمارستان رساندند.
پزشکان اعلام کردند خوشبختانه موفق شده اند جلوی خونریزی را بگیرند و کارلا از شرایط بحرانی ساعات اولیه بعد از حمله خارج شده است.
"کارلا پائولا هنری" در هشتمین دوره رقابتهای دختر شایسته زمین در سال 2008 به عنوان نخستین دختر فیلیپینی و آسیایی به عنوان دختر شایسته زمین انتخاب شد.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:30 توسط ابوالفضل مرادپور
|